صدای تنهایی
|
||||||||||||||||
فقط لباس زمان ما هم مثل همیشه رسم ورسوم ازدواج زیاد بود . ریخت وپاش هم بیداد می کرد.ولی ما از همان اول ساده شروع کردیم ‚خریدمان یک بلوز و دامن برای من بود و یک کت و شلوار برای مرتضی. چیز دیگری را لازم نمی دانستیم. به حرف وحدیث ها و رسم و رسوم هم این کاری نداشتیم . خودمان برای زندگیمان را زیباتر می کرد. شهید سید مرتضی آوینی برای شادی روح این شهید صلوات
نظرات شما عزیزان:
درباره وبلاگ به وبلاگ من خوش آمدید آخرین مطالب آرشيو وبلاگ پيوندها
برای تبادل لینک ابتدا ما را با عنوان شعر و ادب و آدرس tinaryvang.LXB.ir لینک نمایید سپس مشخصات لینک خود را در زیر نوشته . در صورت وجود لینک ما در سایت شما لینکتان به طور خودکار در سایت ما قرار میگیرد. ![]() نويسندگان
|
||||||||||||||||
![]() |